تبلیغات
رویای صورتی - داستانی(پیریتی کیور)
بیشتر رویا ها حقیقت دارند پس رویا را باور داشته باش{فرشته صورتی}

داستانی(پیریتی کیور)

سه شنبه 26 مهر 1390 03:15 ب.ظ

نویسنده : فرشته ی صورتی

دریا جان با دخترا وپسرا و میلو آشنا شدی امروز داستان رو تعریف میکنم

خب دخترا کامل هستند و کارن هم که عضو گروه میشه کوکو هستش اما ناتس و میلو هنوز نیومدن.

من میخوام از ناتس بگم چون اصل دخترا همون معرفی بود همون طور که داخل عکس دیدی ناتس هم انسانه و هم حیوان.

خب تا اینجا رو میدونی.

 اون یک خرس خوشگل کوچولوی بامزه داشت (موقعی که حیوان بود)تمام زندگی ناتس به حیوانش وابسته بود.

همون مردی که دختران پیریتی کیور رو اذیت میکرد ناتسم اذیت کرد و کاری کرد که خرسش آدم بدی بشه .

اون روز مثل یک کابوس برای ناتس بود .

اون از اون جعبه ی جادویی مانیتور دار در اومد یعنی به کمک نودزامی به قول بعضی ها نوزومی.

کوماچی عاشق ناتس و ناتس هم عاشق کوماچی شد اما احساس خودشون رو به هم نمیگفتن و این داستان به همین صورت ادامه داشت.

 فردا برات از میلومیگم و عکسشو میزارم این عکس توش همه هستن از جمله میلو همون گوش درازه من که عاشق کارن و میلو و ناتس هستم خیلی نازن دریا جان خودت کی رو دوست داری؟

هم حیوان وهم انسان و هم پسرا.

اینم عکس:




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 مهر 1390 04:25 ب.ظ