تبلیغات
رویای صورتی - (داستانی)داستان کارن
بیشتر رویا ها حقیقت دارند پس رویا را باور داشته باش{فرشته صورتی}

(داستانی)داستان کارن

شنبه 23 مهر 1390 02:52 ب.ظ

نویسنده : فرشته ی صورتی

کارن دختری است که موهای سرمه ای دارد و البته پول دار ترین دختر مدرسه هم است . موقعی که تمام بچه ها سوار اتوبوس میشدند کارن سوار ماشین مدل بالا میشد تمام بچه ها آرزو داشتن با کارن دوست باشن اما کارن یک دوست به نام کوماچی داشت کوحاچی برعکس کارن دختر ساده ای بود کارن بعد از چند روز با نودزامی و اورارا و رین هم دوست شد و با کوکو هم آشنا شده بود کارن نمیدونست که اینا دخترایی هستن و به یس پیریتی کیور هم تبدیل میشن اونا رفته بودن خونه ی کارن و همه توی تالار نشسته بودن که یک دفعه اون آدم بد دوباره اومد و اون ماسک رو انداخت روی تالار . در اون موقع دخترا به چیریتی کیور تبدیل شدن بعد از چند دقیقه یک پروانه آبی به طرف کارن اومد و میخواست روی دست کارن بشینه کارن به فکر رفت کوکو گفت قبولش کن کارن قبولش کرد رفت دور دستش اما تبدیل به دسبند نشد همه ناراحت شدن ولی اونارو شکست دادن وقتی همه رفتن کارن ناراحت بود و به دستش نگاه میکرد روز بعد هنوز کارن ناراحت بود و دوباره دخترا که رفتن اون مرد بد دوباره اومد و دخترا تبدیل شدن ولی همه زخمی شدن کارن اومد ناراحت شد چون دوستاش زخمی بودن کلی حرف زد ولی زود قایم شد بعد دوباره پروانه آبی اومد و اون بدون معطلی قبولش کرد دخترا اومدن جلوی کارن *کارن تبدیل شد اونا مبارزه کردن و موفق شدند اونا با خیال راحت رفتن و منم میخوام آپ بعدی رو کنم و بای




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -