تبلیغات
رویای صورتی - (داستانی)داستان کوماچی
بیشتر رویا ها حقیقت دارند پس رویا را باور داشته باش{فرشته صورتی}

(داستانی)داستان کوماچی

شنبه 23 مهر 1390 02:53 ب.ظ

نویسنده : فرشته ی صورتی

کوماچی دختری ساده است که موهای سبز رنگی دارد. کوماچی مانند دوستش کارن پولدار نبود اوهم بخاطر مهربانی و خوش رویی اش بود که همه دوست داشتن با او دوست باشن ولی کوماچی با کارن دوست بود همیشه کوماچی سوار اتوبوس میشد مثل همه بجز کارن.روزی کارن و کوماچی و اورارا و نودزامی و رین همه سر میزی نشسته بودند که کارن با رین و نودزامی دعواش شد کارن بلند شد رفت اورارا اونارو آروم کرد و کوماچی هم رفت دنبال کارن .روز بعد کوماچی با نودزامی از مدرسه خارج شدند که دوباره اون مرد اومد و ماسکو پرتاب کرد و نودزامی تبدیل شد کوماچی باورش نمیشد از اون دور داشت یک پروانه سبز به طرف اون اومد روی دستش نشست کوماچی اونو قبول کرد تبدیل شد توی شوک بود ولی مبارزه کردن و اونا رو شکست دادن. بعد از اون روز همه باهم دوست شدن و کارنم بعد 2 روز تبدیل شد و کوکو هم دیگه دخترای پیریتی کیوری رو میشناخت . بعد از چند روز از اون مانیتوری که کشویی بود ناتسی دراومد وقتی کوماچی ناتسی رو در قالب انسان دید بان نگاه اول عاشق ناتسی شد ولی هنوز موفق نشده احساسشو بگه وبای.

 




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -